تربیت دینی خانواده

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

فارغ التحصیل سطح 4 جامعه المصطفی

چکیده

آدمى از دیر زمان درصدد بوده معمّاى حیات و مقصود از زندگى را بداند، از آینده و سرنوشت خویش تا حدّى باخبر شود، توجیه درستى از رویدادهاى این عالم به دست آورد و تفسیر معقولى نسبت به پدیده ها و دگرگونى هاى جهان داشته باشد.
پاسخ گوى این گونه مسائل، که همواره ذهن انسان را به خود مشغول داشته، بدون شک، در هر زمانى «دین» بوده است; زیرا حقیقت زندگى را تفسیر مى نماید، هدف از آمدن و ماندن در این عالم را معنا مى کند و مسیر درست زندگى و راه رسیدن به سعادت دنیا و آخرت را نشان مى دهد.( ) اساسى ترین رکن دین ـ یعنى: ایمان به خداى یکتا ـ انسان را از نگرانى، اضطراب و دغدغه خاطر مصون داشته، در برابر رویدادهاى نامطلوب زندگى ثابت و استوار نگه مى دارد، به گونه اى که هیچ حادثه اى نمى تواند تزلزلى در او ایجاد نماید.
بر اساس بینش اسلامى، هر انسانى از هنگام تولد با فطرت الهى و گرایش به خداشناسى قدم به عرصه زندگى مى گذارد; ساختار وجودى انسان به گونه اى است که او را به سوى خدا هدایت مى کند و در این میان، تفاوتى بین مسلمان و غیر مسلمان وجود ندارد، بلکه همه انسان ها در آغاز زندگى، از استعداد خاصّى براى حقیقت جویى و نیل به کمال بهره مندند و به فرموده پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)، «کلُّ مولود یُولَد على الفطرةِ»;( ) هر نوزادى با فطرت خدایى زاده مى شود.
با وجود این، فطرت و ساختار وجودى انسان در هر شرایطى به صورت یکسان عمل نمى کند و ممکن است عوامل نامساعد بیرونى و محیط ناسالم زندگى مانع از شکوفایى و بروز نقش صحیح آن گردد.( ) بر این اساس، لازم است به این جنبه از وجود آدمى توجه ویژه اى مبذول گردد تا حسّ دینى اش شکوفا گردد، به خصوص در مورد کودکان و نوجوانان، توجه به این جنبه وجودى آنان اهمیت فراوان دارد; زیرا نسبت به بزرگ سالان تربیت پذیرترند. این کار تنها در سایه تربیت صحیح امکان پذیر است.